تبلیغات
مدرسه ایرانی ها در تاجیکستان - مطالب مهر 1390

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :اشرف لک
تاریخ:جمعه 29 مهر 1390-05:34 ق.ظ

کمال خجندی واسطه پیوند تبریز و خجند - ایران و تاجیکستان

با ابتکار شهرداری تبریز و با همکاری سفارت جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان در تاریخ 22 مهرماه 1390مراسم افتتاحیه هفته فرهنگی تبریز در شهر خجند برگزار شد. این مراسم به میزبانی مردم فرهنگ دوست و هنر پرور این کهن شهر باستانی و در محل کاخ کمال خجندی برگزار گردید.

 

 

همچنین در روز بیست و هفتم مهرماه مجددا مراسمی درخصوص بزرگداشت هفته فرهنگی تبریز در دوشنبه و در مکان اپرابالت این شهر برگزار شد که ما یعنی معلمان مجتمع امام صادق(ع) نیز در آن مراسم حاضر شدیم.در این مراسم گروهی از نوازندگان و خوانندگان ایرانی نیز هنرنمائی کردند که در میان این گروه دکتر اسفدیار قره باغی با اجرای موسیقی "ایران ایران"خود همه ایرانیان دور از وطن حاضر در سالن را به وجد آورد و تحت تاثیر قرار داد.

شاعر نام آشنا و صاحب ذوق تاجیک کمال الدین مسعود خجندی معروف به شیخ خجند پس از تشرف به حج در تبریز ساکن شد و در همان جا دیده از جهان فرو بست(سال ۷۹۲ هجری قمری و یا به روایتی دیگر در ۸۰۸ هجری قمری)و آن دیار همیشه جاوید را خانه جسم خاکی خویش برگزید، وی را واسطه پیوند دو فرهنگ غنی مشترک میان ایران و تاجیکستان می دانند و بی شک نقش برجسته ای در تحکیم و قرابت فرهنگ ایران و تاجیکستان دارد .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :اشرف لک
تاریخ:سه شنبه 26 مهر 1390-11:31 ب.ظ

بهزاد جان، تولدت مبارک

بهزادم، پسرعزیزم بیست و دو ساله شدی ...

برق شادی در نگاه دلنشینت آرزوی ماست

تولدت مبارک امید مادر

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :اشرف لک
تاریخ:پنجشنبه 21 مهر 1390-07:23 ب.ظ

این همه فیزیکدان!این همه برنده جایزه نوبل!همه در یک عکس!!!

پنجمین کنفرانس سالوی که در اکتبر 1927 / مهر 1306 در بروکسل بلژیک برگزار شد، میزبان بزرگ‌ترین فیزیک‌دانان آن روزگار بود و عکس دسته‌جمعی این گروه، مشهورترین عکس دنیای فیزیک لقب گرفته است.

موسسه بین‌المللی فیزیک و شیمی سالوی (Solvay) در سال 1912 در بروکسل بلژیک و پس از برگزاری نخستین کنفرانس بین‌المللی سالوی در 1911 تاسیس شد. این موسسه در نیمه اول قرن بیستم بسیار مشهور بود و کنفرانس‌های بین‌المللی آن که هر چند سال یک‌بار برگزار می‌شد، شاهد دستاوردهای بسیار بزرگی بود.

مشهورترین این کنفرانس‌ها، پنجمین کنفرانس سالوی بود که در اکتبر 1927 / مهر 1306 با موضوع الکترون‌ها و پروتون‌ها برگزار شد. از 29 نفر فیزیک‌دان حاضر در کنفرانس، 17 نفر برنده جایزه نوبل شده بودند (یا در سال‌های بعد از کنفرانس برنده این جایزه شدند).

موضوع این کنفرانس، بحث و بررسی در مورد نظریه کوانتومی بود که به‌تازگی ارایه شده بود و اصل عدم‌قطعیت هایزنبرگ به موضوع بحث داغ بین آلبرت اینشتین و نیلز بوهر تبدیل شده بود. اینشتین می‌گفت «خدا تاس نمی‌اندازد» و نیلز بوهر جواب می‌داد: «بس کن! به خدا نگو که چه‌کار کند».

حاضران در عکس، از راست به چپ

ردیف سوم (ایستاده): لئون بریلوئین - رالف فاولر - ورنر هایزنبرگ (نوبل فیزیک 1932) –

ولفگانگ پائولی (نوبل فیزیک 1945) - ژولز امیل ورشافلت - اروین شرودینگر (نوبل فیزیک

1933)- تئوفیل دی‌داندر-ادوارد هرزن - پل اهرنفست- امیل هنریوت- آگوست پیکارد

ردیف دوم: نیلز بوهر (نوبل فیزیک 1922) - مکس بورن (نوبل فیزیک 1954) – لوییس

دی‌بروگلی (نوبل فیزیک 1929) - آرتور کامپتون (نوبل فیزیک 1927) - پل دیراک (نوبل

فیزیک 1933) - هنریک کرامرز - ویلیام براگ (نوبل فیزیک 1915) - مارتین نادسن – پیتر

دبیه (نوبل شیمی 1936)

ردیف اول: اوون ریچاردسون (نوبل فیزیک 1928) - چارلز ویلسون (نوبل فیزیک 1927) –

چارلز گویه - پل لانگه‌وین - آلبرت اینشتین (نوبل فیزیک 1921) - هنریک لورنتز (نوبل

فیزیک 1902) - ماری کوری (نوبل فیزیک 1903 و نوبل شیمی 1911) - مکس پلانک (نوبل

فیزیک 1918) - اروینگ لنگ‌مویر (نوبل شیمی 1932)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :اشرف لک
تاریخ:سه شنبه 19 مهر 1390-04:01 ب.ظ

با محبت شاید، با خشونت هرگز...

بچه ها لال شوید بی ادب ها ساکت

سخت آشفته و غمگین بودم به خودم می گفتم

بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم میگیرند

درس و مشق خودرا

باید امروز یکی را بزنم اخم کنم و

نخندم اصلا

تا بترسند از من و حسابی ببرند

****

خط کشی آوردم در هوا چرخاندم

چشم ها درپی چوب تنبیه هر طرف می غلطید

مشق ها را بگذارید جلو زود معطل نکنید

اولی کامل بود خوب ،دومی بدخط بود بر سرش داد زدم

سومی می لرزید خوب گیر آوردم

صید در دام افتاد و به چنگ آمد زود

****

دفتر مشق حسن گم شده بود

این طرف آنطرف نیمکتش را میگشت

تو کجایی بچه بله آقا اینجا همچنان میلرزید

" پاک تنبل شده ای بچه بد "

" به خدا دفتر من گم شده آقا همه شاهد هستند"

****

" ما نوشتیم آقا "

بازکن دستت را خط کشم بالا رفت خواستم برکف دستش بزنم

او تقلا میکرد چون نگاهش کردم

ناله سختی کرد

گوشه صورت او قرمز بود

هق هقی کرد و سپس ساکت شد همچنان میگرید

مثل شخصی آرام به خروش و ناله

****

ناگهان حمدالله در کنارم خم شد

زیر یک میز کنار دیوار دفتری پیدا کرد

گفت : آقا ایناهاش دفتر مشق حسن

چون نگاهش کردم خوش خط و عالی بود

غرق در شرم و خجالت گشتم

جای آن چوب ستم بر دلم آتش زد

سرخی گونه او به کبودی گردید

صبح فردا دیدم که حسن با پدرش و یکی مرد دگر

سوی من میایند خجل و دل نگران

منتظر ماندم من تا که حرفی بزنند شکوه ای یاگله ای

یا که دعوا شاید سخت در اندیشه آنان بودم

پدرش بعد سلام گفت" لطفی بکنید و حسن را بسپارید به ما "

گفتمش چی شده آقا رحمان

گفت این خنگ خدا وقتی از مدرسه برمی گشته

به زمین افتاده بچه سر به هوا یا که دعوا کرده

قصه ای ساخته است زیر ابرو و کنارچشمش

متورم شده است

درد سختی دارد می بریمش دکتر با اجازه آقا

چشمم افتاد به چشم کودک

غرق اندوه و تاثرگشتم

من شرمنده معلم بودم

لیک آن کودک خرد و کوچک

این چنین درس بزرگی می داد

بی کتاب و دفتر

من چه کوچک بودم

او چه اندازه بزرگ

به پدر نیز نگفت

آنچه من از سرخشم

به سرش آوردم

 ***

عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم

من از آن روز معلم شده ام

بعد از آن هم دیگر در کلاس درسم

نه کسی بد اخلاق نه یکی تنبل بود

همه ساکت بودند تا حدود امکان درس هم میخواندند

من به یاد آوردم این کلام از مولا (ع)

که به هنگامه خشم

نه به فکر تصمیم نه به لب دستوری

نه کنم تنبیهی

یا چرا اصلا من عصبانی باشم

 

با محبت شاید ،گرهی بگشایم با خشونت هرگز

 

شاعر: محمد علی غنی پور




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :اشرف لک
تاریخ:پنجشنبه 14 مهر 1390-06:23 ب.ظ

قایم موشک بازی فیزیکدان ها

روزی همه فیزیکدان ها  تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند.

انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.

او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.

همه پنهان شدند الا نیوتون ...

نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین.

انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.

انیشتین فریاد زد:

نیوتون بیرون( سك سك) نیوتون بیرون( سك سك)

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.

او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!! ...

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ...
که من رو، نیوتون بر متر مربع میکنه .........

و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال"می باشد بنابراین من "پاسکالم"
پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سك سك)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :اشرف لک
تاریخ:چهارشنبه 6 مهر 1390-07:57 ب.ظ

خبری جدید از ژاپن

 

بعد از آن که خواندیم که چطور وقتی برق شهر قطع شد مردم داخل سوپر مارکتها و فروشگاههای بزرگ به آرامی و در تاریکی همه چیزهایی را که در سبد خریدشان قرار داده بودن  سر جایشان برگرداندن و به آرامی از فروشگاهها خارج شدن ، چیزی نگذشت که تمیزی و نظم کمپهای مردم سیل زده که توی ورزشگاههای شهر بنا شده بود توجه همه رو جلب کرد،بعد دیدیم که مسئولان شهر جلوی مردم سجده می کنن و معذرت می خوان بخاطر اینکه ببخشید سونامی شد و ما نتونستیم بهتر از این بهتون سرویس بدیم!

چیزی نگذشت که عکس مدارس صحرایی شهر فوکوشیما منتشر شد ! با نهایت شرمندگی سالن ورزشی رو پارتیشن زده بودن و به صورت کلاسهای مجزا با حداکثر 15 دانش آموز در آورده بودن . نکته اش هم اینکه همه کلاسها یه ال سی دی 32 اینچی داشت. وزیر آموش و پرورششون هم توی رسانه ها ضمن کلی عذر خواهی قول داد که بزودی حداقل امکانات را برای دانش آموزان مهیا خواهد کرد. یعنی این چیزا رو تازه زیر حداقل می دونه! محاسبه کنین حداکثر رو!

چند روز قبل هم مطلع شدیم که پیرمردهای ژاپنی برای اینکه از قافله عقب نمونن یه سپاه مهندسین پیر تشکیل دادن و داوطلب شدن که برن فوکوشیما و در مهار نیروگاه کمک کنن تا جوونترها در معرض تشعشعات نیروگاه قرار نگیرن. چرا؟ چون نسبت به  جوونها کمتر از عمرشون باقی مونده و اثرات ناگوار رادیواکتیو زمان کمتری در کشورشون باقی خواهد موند و خودشون هم زمان کمتری رنج و دردش رو تحمل خواهند کرد. همینقدر منطقی و بشر دوستانه!

حالا هم که این خبر پایین در اومده که بفرمایید و بخونید.

 

 

 

امانتداری ژاپنی 

 بازگرداندن میلیاردها ین پس از سونامی

به گزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماه‌های گذشته، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین (بیش از 45 میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند.

همچنین 5700گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که محتوی دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است.

سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل می دهند و تا کنون 96 درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است.

زلزله و سونامی در ژاپن که در ماه مارس رخ داد، دستکم 16هزار کشته و هزاران نفر بی خانمان بر جا گذاشت .

معبودا ! به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :اشرف لک
تاریخ:دوشنبه 4 مهر 1390-06:35 ب.ظ

صدای زنگ مدرسه در مجتمع امام صادق(ع)

امسال روز اول مهر با روز جمعه مصادف شد،روز دوم مهر هم به مناسبت شهادت امام جعفر صادق تعطیل رسمی بود،روز سوم مهر که یکشنبه بود هم اینجا یعنی در دوشنبه به عنوان روز آخر هفته همیشه تعطیل می باشد و طبق روال سال گذشته مکتب ما هم یکشنبه ها تعطیل است به همین خاطر امروز یعنی روز چهارم مهر روز بازگشائی مدرسه اعلام شد ولی زود نتیجه گیری نکنید !!!چه نتیجه گیری؟؟؟ اینکه سالی که نکوست از بهارش پیداست!می دانید چرا نباید اینطور نتیجه گیری کنید؟ به این دلیل که تقریبا تمام شهریور ماه و مخصوصا این ده دوازده روز آخر برای همکاران فرهنگی ما تعطیلی که چه عرض کنم استراحت روزانه و برای برخی حتی استراحت شبانه هم معنی نداشته و همه در تکاپوی آماده سازی مدرسه برای این روزها بوده اند.پس یک خسته نباشید جانانه تقدیم به همه آنها.ضمنا تعدادی از همکاران به تازگی به جمع پیوسته اند و در انتظار گروه دیگری می باشند که به امید خدا به زودی به بقیه ملحق خواهند شد(احتمالا فردا)پس یک خوش آمد هم تقدیم این گروه.خلاصه به قول آن شعر قدیمی با کمی دخل و تصرف "دست به دست هم دهیم به مهر،مکتب خود کنیم آباد"

بالاخره زنگ مدرسه در روز چهارم مهر صبح امروز در مجتمع امام صادق(ع)به صدا درآمد و سال تحصیلی دیگری آغاز شد.در ضمن جناب آقای شعردوست سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان نیز در برنامه صبحگاهی شرکت کرده و برای جمع معلمان،دانش آموزان و برخی از اولیاء سخنرانی نمودند.

بی انصافی است اگر یادی از جمع همکارانی نکنم که سال گذشته در جمع ما بودند و امسال جای خالی آنها بسیار به چشم می خورد یادشان به خیر و انشاءا...هر کجا که هستند روزگار را به صحت و سلامت سپری کنند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()