تبلیغات
مدرسه ایرانی ها در تاجیکستان - شهر هرت کجاست؟

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :اشرف لک
تاریخ:جمعه 4 آذر 1390-03:40 ب.ظ

شهر هرت کجاست؟

شهر هرت جایی است که درختها علل اصلی ترافیکن و بریده می شن تا ماشینها راحت تر برونن

شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط میشه برای مردم مصیبت دیده، چند چادر برپا کرد. 

شهر هرت جایی است که خنده نشان از جلف بودن را داره

شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن. 

شهر هرت جایی است که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریال های تلویزیونی رو توی کاخها می سازن.

شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه.

شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه،پس میریم ترکیه و دوبی و اروپا و آمریکا و ... را آباد می کنیم.

شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی و شام میدی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن..

شهر هرت جایی است كه مردمش پولشان را توی چاه میریزن و دعا میکنن که خدا آنها را از فقر نجات بده...

شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور.

شهر هرت جایی است که در آن دلال و دزد به آدم های با سواد فخر میفروشن.

شهر هرت جایی است که مردگان مقدسند و از زنده ها محترمترند.

شهر هرت جایی است كه ...

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


صارمی
شنبه 5 آذر 1390 11:41 ب.ظ
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
aghdas lak
شنبه 5 آذر 1390 12:17 ب.ظ
اولین روز بارانی

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم

چتر نداشتیم

خندیدیم

دویدیم

به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم.

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش کرده بودی

چتر آورده بودی

من غافلگیر شدم

سعی میکردی من خیس نشوم

شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد میکنه

حوصله نداشتی سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی

و شانه راست من کاملا خیس شد

.

.

.

و چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

با یک چتر اضافه اومدی

مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمون نره دو قدم از هم دورتر برویم.

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم. تنها برو!

دکترعلی شریعتی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.