تبلیغات
مدرسه ایرانی ها در تاجیکستان - با محبت شاید، با خشونت هرگز...

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :اشرف لک
تاریخ:سه شنبه 19 مهر 1390-04:01 ب.ظ

با محبت شاید، با خشونت هرگز...

بچه ها لال شوید بی ادب ها ساکت

سخت آشفته و غمگین بودم به خودم می گفتم

بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم میگیرند

درس و مشق خودرا

باید امروز یکی را بزنم اخم کنم و

نخندم اصلا

تا بترسند از من و حسابی ببرند

****

خط کشی آوردم در هوا چرخاندم

چشم ها درپی چوب تنبیه هر طرف می غلطید

مشق ها را بگذارید جلو زود معطل نکنید

اولی کامل بود خوب ،دومی بدخط بود بر سرش داد زدم

سومی می لرزید خوب گیر آوردم

صید در دام افتاد و به چنگ آمد زود

****

دفتر مشق حسن گم شده بود

این طرف آنطرف نیمکتش را میگشت

تو کجایی بچه بله آقا اینجا همچنان میلرزید

" پاک تنبل شده ای بچه بد "

" به خدا دفتر من گم شده آقا همه شاهد هستند"

****

" ما نوشتیم آقا "

بازکن دستت را خط کشم بالا رفت خواستم برکف دستش بزنم

او تقلا میکرد چون نگاهش کردم

ناله سختی کرد

گوشه صورت او قرمز بود

هق هقی کرد و سپس ساکت شد همچنان میگرید

مثل شخصی آرام به خروش و ناله

****

ناگهان حمدالله در کنارم خم شد

زیر یک میز کنار دیوار دفتری پیدا کرد

گفت : آقا ایناهاش دفتر مشق حسن

چون نگاهش کردم خوش خط و عالی بود

غرق در شرم و خجالت گشتم

جای آن چوب ستم بر دلم آتش زد

سرخی گونه او به کبودی گردید

صبح فردا دیدم که حسن با پدرش و یکی مرد دگر

سوی من میایند خجل و دل نگران

منتظر ماندم من تا که حرفی بزنند شکوه ای یاگله ای

یا که دعوا شاید سخت در اندیشه آنان بودم

پدرش بعد سلام گفت" لطفی بکنید و حسن را بسپارید به ما "

گفتمش چی شده آقا رحمان

گفت این خنگ خدا وقتی از مدرسه برمی گشته

به زمین افتاده بچه سر به هوا یا که دعوا کرده

قصه ای ساخته است زیر ابرو و کنارچشمش

متورم شده است

درد سختی دارد می بریمش دکتر با اجازه آقا

چشمم افتاد به چشم کودک

غرق اندوه و تاثرگشتم

من شرمنده معلم بودم

لیک آن کودک خرد و کوچک

این چنین درس بزرگی می داد

بی کتاب و دفتر

من چه کوچک بودم

او چه اندازه بزرگ

به پدر نیز نگفت

آنچه من از سرخشم

به سرش آوردم

 ***

عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم

من از آن روز معلم شده ام

بعد از آن هم دیگر در کلاس درسم

نه کسی بد اخلاق نه یکی تنبل بود

همه ساکت بودند تا حدود امکان درس هم میخواندند

من به یاد آوردم این کلام از مولا (ع)

که به هنگامه خشم

نه به فکر تصمیم نه به لب دستوری

نه کنم تنبیهی

یا چرا اصلا من عصبانی باشم

 

با محبت شاید ،گرهی بگشایم با خشونت هرگز

 

شاعر: محمد علی غنی پور




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


Can you get taller with yoga?
دوشنبه 30 مرداد 1396 07:33 ب.ظ
all the time i used to read smaller content which as well clear their motive, and that is also
happening with this piece of writing which I am reading at this place.
How do you treat a sore Achilles tendon?
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:45 ب.ظ
Hi there! I simply would like to give you a huge thumbs
up for your great information you've got right here
on this post. I'll be returning to your website for more soon.
http://JustinaBryce.bravesites.com/entries/general/Hammer-Toe-Straightening-Surgery
چهارشنبه 3 خرداد 1396 11:39 ق.ظ
I like the helpful info you provide in your articles.
I'll bookmark your blog and check again here frequently.
I'm quite certain I will learn a lot of new stuff right here!
Best of luck for the next!
BHW
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 12:21 ق.ظ
Just desire to say your article is as amazing. The clarity to your put
up is simply cool and that i can assume you're an expert on this subject.
Fine together with your permission let me to take hold of your
RSS feed to stay up to date with forthcoming post.

Thank you a million and please carry on the rewarding work.
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 04:28 ب.ظ
If some one desires expert view concerning blogging and site-building after that i recommend him/her to go to see this blog,
Keep up the good work.
پنجشنبه 15 دی 1390 11:17 ب.ظ
این شعر بلاخره از وحید امینایی است یا از محمد علی غنی پور لطفا به وبلاگ زیر سری بزنید
http://mpamohds.persianblog.ir/post/310
پاسخ اشرف لک : وبلاگی که معرفی کردید دیدم
شما هم این وبلاگ را ببینید
http://samad-en.blogfa.com/post-92.aspx
من هیچ کدام از این دو نفر را نمی شناسم شما چطور؟!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر